خاطره اولین حمام در خوابگاه ـ دانشگاه قم

خاطره خوابگاه دانشگاه قم

این خاطره‌ی من مربوط ب ترم اولی میشه ک اومده بودم دانشگاه قم
یه شب داخل خوابگاه خوابیده بودم که خابای اونجوری اومد سراغم و با شدت زیادی از خاب پریدم دو ساعت به اذان صبح مونده بود
من ک ترم اول مذهبی بودم بر خودم واجب دونستم برم غسل کنم
این اولین باری بود ک از حموم خوابگاه استفاده میکردم حوله و لباسامو برداشتمو کورمال کورمال راه حمومو پیش گرفتم، ب اولین حمومی ک رسیدم رفتم داخل
داشتم غسل میکردم ک یهو دیدم کف حمومو آب گرفته و همینطور آب بالا و بالاتر میاد! باید قبل از غرق شدن خودمو نجات میدادم 😀
سریع لباسامو پوشیدمو حوله مو برداشتم اومدم بیرون پشت در حموم یه کاغذ چسبونده بودن روش نوشته بود
ـ لوله فاضلاب گرفتگی دارد! لطفا از این حمام استفاده نکنید ـ
میخاستم برم اتاق اما پاهام کثیف بود رفتم سراغ یه حموم دیگه پاهامو شستم وقتی اومدم بیرون این دفعه هم چشمم ب کاغذی خورد ک به در این حموم چسبونده بودن
ـ از این حمام استفاده نکنید ! خـطر بـرق گـرفـتـگـی ! ! ! ـ

مرتضی

آبان سال ۱۳۷۲ به دنیا آمدم و حداکثر تا سال ۱۴۳۲ یا ۱۴۴۲ از دنیا می روم ܂ دوست دارم اطرافم را تغییر بدهم تا این دنیا و آن دنیای بهتری داشته باشم ܂

More Posts - Website

2 Comments
  1. mohade3 می‌گه:

    خیلی خوب بود
    🙂

  2. مرتضی می‌گه:

    اختیار دارین؛ خوبی از خودتونه 🙂

Comments are closed