توفیق اجباری

فکرمی کنم روال معمول و عادی هر مقاله یا پژوهشی مطرح کردن چند سؤال در اول مقاله و پاسخ دادن به آنها تا انتهای مقاله است.نه اینکه نوشته ی من مقاله باشد یا پژوهش و… اما بدم نمیومد که با چند سوال شروعش کنم :
خواهشاً در همه ی پرسش های زیر لفظ “اجباری ” را غلیظ تلفظ کنید.
1. چادر اجباری این دانشگاه تا چه حد در تعالی روحی دانشجویان مؤثربوده است؟
2. آیا حفظ چهره ی مذهبی این شهر و دانشگاه لنگ چادرهای اجباری است و نه بقیه ی مسائل؟
3. اجباری بودن چادر تشخص بخشیدن به دانشجو ست یا بی شخصیت کردن چادر؟!

اول نمی دانستم وقتی می خواهم راجع به این موضوع بنویسم باید طنز بنویسم یا اجتماعی،
ویا شاید هم کمی احساسی ! نمی دانستم باید احساسات تلخ خودم را راجع به این مسئله بیان کنم، یا نه ، بزنم به دنده ی بی خیالی و مثل هر چیز دیگری این موضوع را هم با هدف مسخره کردن و خندیدن مطرح کنم؛(تنها کاری که امروزه خوب آن را بلدیم ).
و خوب باید اعتراف کنم که هنوز هم نمی دانم ! پس می نویسم آن چه را از دل برآید چون که لاجرم بر دل نشیند.
اگر بخواهیم این مسئله را ربشه یابی کنیم به ریشه های راست وافشان! مختلفی برمی خوریم! مثلا بعضی ها شاید الآن فکر کنند که به رجال سیاسی بر می خوریم ! یا به علمای اسلام، یا به آقایون حراست یا شاید هم به چند تا خانم جلسه ای! بعضی ها هم ممکن است فکر کنند که ما قرار است با ریشه های اعتقادی یک ملّت بازی کنیم (که این بعضی ها کلاً در اشتباهند)خوب باید بگویم که آری، اینها همه مقصد من است و مقصد من اینها همه نیست !
به نظر من ایجاد قانون اجباری برای چادر، اجرای این قانون، حمایت از آن و… همه موضوعاتی روانی اند و من گر چه روان شناس نیستم ولی تصمیم دارم که در موردش حرف بزنم.(به نظر من روان شناسان فقط برای پاره ای محسوسات اسمهای عجیب می گذارند و فرق ما با آنها فقط ندانستن این اسمهاست.)
امّا روانی بودن این موضوع: همه ی ما انسان ها در ناخودآگاه ذهنمان فکر می کنیم که بعضی چیزها را نمی توان تغییر داد یا اینکه تغییر دادنشان کار مانیست و وای بر زمانی که ما به چیزی عادت کنیم، دیگر نمی توان کاری کرد و فقط باید از خدا بخواهیم که به چیزهای خوب عادت کنیم!
در این مسئله هم ( چادر اجباری ) عده ای در جریان اند که فکر می کنند، ادامه ندادن این قانون، عملا ممکن نیست. فکر می کنند زمین و زمان به هم می ریزد اگر این اتفاق روزی بیفتد، اینها همان دسته آدم هایی هستند که نمی خواهند عادتشان را کنار بگذارند (که تعدادشان هم کم نیست ) و معلوم است از خدا نخواسته اند به عادت های خوب دچارشان کند!.
از همه شما خوانندگان می خواهم که از پوسته ی حرف های من بگذریم و به هسته ی آن برسیم، از ظاهرش رد شده و باطن حرفهایم را دریابید. برخی ممکن است از روی ظاهر حرف هایم فکر کنند که من اساسا با چادر مشکل دارم، یا چادر جلوی دست و پایم را گرفته و جانم را به لبم رسانده است اما اینگونه نیست. من که این حرف ها را می زنم، نه ملحدم، نه بد حجاب ونه بی حجاب! من یک دختر چادری هستم که تا قبل از اینکه به این دانشگاه بیایم فکر می کردم وقتی چادر به سر می کنم، یعنی حرفی برای گفتن دارم. فکر می کردم چادرم تداعی کنندهی معانی خاصی ست ولی این دانشگاه همه ی این افکار را به هم زد و من را با ایدئولوژی هایم گذاشت در آمپاس!
باور کنید چادر اجباری سر کسی کردن نه به نفع ماست و نه به نفع او، و این مسئله را کسانی مثل من می فهمند که چادری اند و با افرادی که به اجبار چادر سر می کنند هم در ارتباط اند.
حجاب کامل داشتن با چادر داشتن، گر چه دو مسئله جدا از هم نیستند ولی باور کنید عینا یک مسئله هم نیستند.
این که حرف هایم تأیید یا تکذیب شوند و اینکه چه کسانی آن ها را بپذیرند برایم فرقی نمی کند.من فقط می خواهم چیزی را که برخی ها نمی دانند یا می دانند و از یاد برده اند، یاد آور شوم. می خواستم یاد آور شوم که برخورد های غیر منطقی و گاه تند برخی مسئولان و برخی دانشجویان چقدر در دور کردن دانشجویان از آرمان های متعالی مؤثر بوده است، می خواستم بگویم که خیلی وقت ها به برخورداهای شما خندیدیم، خنده های تلخ، خیلی وقت ها برخوردهای دانشجویان با چادر اجباری ناراحتمان کرد، خیلی وقت ها مدل های عجیب چادری بودن در خیابان های این شهر مارا شبیه علامت تجعب کرد. اینطوری!!!
می خواستم بدانم آن خدایی که از او دم می زنیم، کیست و کجاست که برای نزدیک شدن به او باید از حربه ی خشم و زور استفاده کرد! می خواستم پیشنهاد دهم کمی بیشتر فکر کنیم …عمیق تر فکر کنیم . شاید زمان تغییر برخی عادت ها فرارسیده است!
به آخر سخن رسیده ام. جواب سوالات اول مطلبم را درست یا غلط به خودم داده ام ولی به شما، نمی دانم.
منتظر جواب های دیگرانم، جوابهایی از جنس عمل،و امیدوارم جواب سوالاتم، پاک کردن آنها نباشد!

1 Comment
  1. quoted on ساحل می‌گه:

    […] 27 . توفیق اجباری « قمک‎چادر اجباری این دانشگاه تا چه حد در تعالی روحی دانشجویان مؤثربوده است؟ 2. … یا به علمای اسلام، یا به آقایون حراست یا شاید هم به چند تا خانم جلسه ای! بعضی ها هم ممکن است فکر کنند که ما قرار است با ریشه های اعتقادی یک ملّت بازی کنیم (که … کنیم که بعضی چیزها را نمی توان تغییر داد یا اینکه تغییر دادنشان کار مانیست و وای بر زمانی …  […]

Comments are closed